تبليغاتX
ژاژخایی یک انسانِ نابهنگام
86/03/03
امروز کلاْ وقتم صرف این شد که از ریدنهای پرندگان محترم که تو این فصل روده هاشون میریزه به هم فرار کنم

تجسم کن زیر یه درخت نشستی یه پشه تو گوشته‌.یه پشه تو دماغته.یه مگس دور سرت داره مانور ذوالفقار میره.بعد داری با اینا سروکله میزنی یه گنجشک بی پدرش برینه رو سرت

و در اون لحظه با جمله های پر معنا رضایت قلبیتو نسبت به شرایط اعلام میکنی...

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  |