تبليغاتX
ژاژخایی یک انسانِ نابهنگام
87/02/27
                                                     به نام خدا هستم

به اطلاع کلیه سروران گرام می رساند که از این پس تخم گُراز به صورت کوپنی در این واحد صنفی
توزیع می گردد...

 

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/03/24
من در کنارم نشسته و نوای موزیکی که ظاهراً راک به نظر میرسه داره حجم فضا رو پر میکنه و نمیزاره صدام به خودم برسه

بهتره گوش کنیم تا حرف....سیییی ساکت

جمله بالا کامنت من به یه وبلاگ بود که به دلیل بکار رفتن فعل رسیدن در یک زمان و در دو جای مختلف صلاح دیده شد یه پست جدید بشه البته نمیشه از ارتباط بین نشستن و رسیدن غافل شد. 

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/03/23
کلاْ پروسه ی نظر دادن تو وبلاگ تبدیل به یه کار احمقانه شده هر روز هم بدتر میشه...

چرا وقتی توانایی اینو نداری که نظر بدی میای تفاله های مغز فاسدتو میریزی تو وبلاگها

جداْ کسی مجبورت کرده حتماْ نظر بدی باور کن هیچ لزومی نداره سعی کن نمکهایی که داری رو واسه مامان جونت بریزی بیرون که لپتو بکشه و قربون صدقت بره تو هم مثل .... کیف کنی و نیشت باز شه

(حالا همه تریپ بر ندارین به خودتون بگیرید مورد بحث قشر خاصی هستن)

                                                                                                  ....to be continue

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/03/14
قابل توجه کسانی که پست بدون شرح رو خوندن به دلیل دوری از رد شدنم از صافی و گرفته شدن اضافاتم حذف شد. 

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر 

86/03/08
امروز یکی از این مجانین عاشق رو دیدم داشت با تمام حسش یه گل واژه ی رمانتیک می نوشت از این دست خط ها که ق کلمه ی عشق رو یه صفحه میکشه تا بتونه همه ی حسشو به کاغذ منتقل کنه (تو مایه های زندگی قصه ی تلخی است که تنها تو قصه گوی آن هستی و از این مزخرفات)یعنی رسماً داشت از فراق یارش نفله می شد

در آخر گل واژه هاش یه طاووس کشید رو تنه ی یه درخت(در حد کارهای شاخ رام براند)وقتی اثر هنریش تموم شد اینقدر ذوق کردم که صورتمو چنگ میزدم

 

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/03/03
امروز کلاْ وقتم صرف این شد که از ریدنهای پرندگان محترم که تو این فصل روده هاشون میریزه به هم فرار کنم

تجسم کن زیر یه درخت نشستی یه پشه تو گوشته‌.یه پشه تو دماغته.یه مگس دور سرت داره مانور ذوالفقار میره.بعد داری با اینا سروکله میزنی یه گنجشک بی پدرش برینه رو سرت

و در اون لحظه با جمله های پر معنا رضایت قلبیتو نسبت به شرایط اعلام میکنی...

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/29
بعضی وقتها در انتخاب موزیکی که میخوام گوش کنم دچار گوزپیچی میشم.بعد از یک ساعت موندن در این وضعیت نابسامان یه تراک انتخاب میکنم و بعد از به عُزما رفتن مخم میفهمم که دو-سه ساعته داره ریپیت میشه

حالا اون لحضه ای رو که میفهمی تجسم کن.زورم میگیره چرا اینقدر این موزیکو گوش دادم دوست دارم تفشون کنم

  

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/23

چقدر حال میده واسه یه چند وقتی هیچکی نشناست

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/23

 

با این وضع موجود فکر کنم همین روزها گیر بازار آقایونم شروع میشه و یکی از این آیت الله های معصوم فتوا بده که آقایون حق ندارن ریشو سبیل اصلاح کنن چون انعکاس نور رو پوست صورتشون باعث تحریک خواهران میشه و بقیه ماجرا ...

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/17
اینجا ایران است..مهد تمدن..اسلام به بهترین شکل ممکن ظهور کرده

"اینم از اسلام بدون جبر میتونید اینجا ببینید "

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/12
امروز یدفعه روز معلم شد یاد خاطرات دوران شومبوسگومبولیم افتادم 

مثل یابو باهامون رفتار میکردن ما هم همیشه مثل یابو نیشمون باز بود الکی

عجب جونورهای زشتی بودیم با اون کله های کچلمون...

 یاد توله گی بخیر

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/12
زندگی به سبک ابلهان ابله صفت زبون بفهم

میفهمی که؟

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/07
این روزها هیچ کاری ندارم ولی از همیشه بیشتر کار دارم دچار یه نوع بیماری مزمن شدم که خدا رو شکر همه بهش دچار میشن ولی شدتش فرق داره (مثل باکتری اگه بدنت استعدادشو داشته باشه به سرعت رشد می کنه و گند می زنه به زنده گی فعلیت) اسم علمیش که نوابغ شهر فرهنگ و ادب  واسش گذاشتن  افزایش کالیبر یکی از متقارن ترین عضو های بدنه که گاهی این افزایش روندش به صورت تصاعدیه (وقتی به اولین درخواستش به راحتی جواب + دادی..و بعدی و بعدی دیگه در آینده ازت سئوال نمی پرسه و بصورت اتوماتیک  و گاه دیده شده بصورت نیمه اتوماتیک کارشو انجام میده) 

تو چی؟داری ؟

آقا!!اوووف                                                                                    ........to be continue

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/07
اون طرفم که زندگیمو بهش گرفتم خسته شده.....

پ.ن:باید رفت رو اون پهلو و گه زد به هرچی ساختی این طرف از اول

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  | 

86/02/01
تو این مملکت نمی شه به کسی احترام بزاری اگه گذاشتی فکر می کنه گوشات درازه یا خاکستری می بینت بعد واسه برداشتن این تصویر ذهنی اون یه چندتا کلمه لچار !!! ( اینو از کجام در آوردم؟)بارش کنی و احساس کنی خوب قهوه ایی شده می بینی که چطور مثه یه هاپو واست اشکل میاد

و هرچی بگی قبل از تموم شدن حرفت میگه چشم !

لینک ثابت
 نوشته شده   توسط ما تا د و ر  |